تبليغاتX
زیبایی و تناسب اندام

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

زیبایی و تناسب اندام

صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
تبلیغات  تبلیغات  تبلیغات
تبلیغات

تبلیغات

درباره ما

پرتال خانوادگی لوتوس:
ارائه اطلاعات مفید در زمینه خانواده-جوانان-مد و . . . .
ارتباط با مدیر سایت:09122907735

امکانات دیگر


 

تقویم

تبلیغات

 

پشتیبانی آنلاین



معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

خوش آمدید
متلك گفتن و تمسخر ديگران متأسفانه كم و بيش در گوشه و كنار اين شهر ديده مي شود و گاهي اوقات جواناني را مي بينيم كه بدون فكر كردن به عواقب آن متلك مي?پرانند و يا ديگران را مسخره مي كنند. آنها نمي‌دانند اين صداهاي زشت در جامعه گم نمي‌شوند و مي‌مانند تا روزي به گوش خود آنها برسند.

اين افراد كه به عقيده روانشناسان داراي «اختلال رفتاري» هستند از تمسخر ديگران و متلك گفتن به اين و آن لذت مي برند. شايد شما هم به يكي از آنها برخورده باشيد. آنها را همه جا مي توان يافت از تاکسي گرفته تا اتوبوس و کوچه وخيابان تا اماکن عمومي و پارک ها و اماکن تفريحي و...

اين افراد با حضور در اماکن عمومي، مراکز تفريحي، وسايط نقليه عمومي و... گاه‌و‌بي‌گاه با بروز رفتارهاي نامناسب از خود موجبات آرامش و آسايش ديگران را برهم مي‌زنند که دراين ميان بيشتر اين رفتارها از سوي پسران است واين بيشتر خانم ها هستند که قرباني چنين «اختلال رفتاري» هستند که هر روزه بايد آن را تحمل کنند.

برخي از روانشناسان اين گونه رفتارها را اختلال رفتاري مي‌نامند و معتقدند که اگر اين رفتارها به صورت مداوم و بيش از حد باشد مي توان آن را نوعي بيماري تلقي کرد.


ناهنجاري اجتماعي

مهدي هاشميان کارشناس ارشد روانشناسي اين نوع رفتارها را يک ناهنجار اجتماعي مي نامد و معتقد است که اين گونه رفتارها را بايد در فرهنگ جامعه ريشه‌يابي کرد:

«از گذشته در جامعه ما يک نوع مردسالاري حاکم بود که به نوعي حرف اول و آخر را مرد مي زد و زن در تصميم‌گيري‌هاي خانوادگي نقش کمتري را ايفا مي‌کرد و اين فرهنگ با گذشت سال‌ها از آن روزگار هنوز در برخي از خانواده‌ها ريشه دارد به گونه‌اي که هنوز هم شاهد هستيم که در برخي از خانواده‌ها نقش پسر پررنگ‌تر از دخترها است و اين خانواده‌ها امکانات خاصي را براي مردها اختصاص مي دهند.»

وي مي افزايد : «اگر در چنين خانواده‌اي پسر خلاف اخلاقي انجام دهد، خانواده چندان حساس نمي‌شود اما کافي است دختر همان خانواده کوچکترين مشکلي داشته باشد آن وقت خانواده با وي برخورد نامناسبي دارند که اين فرهنگ به جامعه نيز کشيده شده و دربطن جامعه نيز آزادي بيش از حد آقايان به اين معضل دامن مي زند به گونه اي که يک پسر به راحتي به خودش اجازه مي‌دهد که درکوچه وخيابان مزاحم خانم‌ها شود و با متلک پراندن آنها را مورد آزار و اذيت قرار دهد.»

هاشميان در ادامه مي گويد : «بيشتر اين مشکلات به فرهنگ عامه جامعه برمي‌گردد که در کنار آن
ضعف قوانين و يا عدم برخورد قانوني با اين گونه افراد باعث تشديد اين رفتارها در جامعه مي‌شود.»

وي به تبعات اين گونه رفتارها درجامعه اشاره مي‌کند و مي‌افزايد : «شايد يکي از مهمترين تبعات اينگونه رفتارها درجامعه عدم احساس امنيت بانوان و نگراني و استرس و اضطراب آنهاست اما متأسفانه وقتي ضريب احساس امنيت كمتر شد، كمتر خانمي نيز براي برخوردهاي غير اخلاقي به دليل اضطراب و استرسي که دارد به مراجع قانوني مراجعه مي کند و براي حفظ آبروي خود از حق قانوني اش که شکايت از فرد مزاحم است منصرف شده و تنها اضطراب و استرس است که دامنگير وي مي شود که در مواردي اين استرس و اضطراب به کانون خانواده و بچه‌ها نيز منتقل مي شود لذا بايد در اين باره قانون صريح تر عمل کند و اجازه اينگونه رفتارها را در جامعه ندهد.»  

اين کارشناس ارشد آسيب‌هاي اجتماعي بر لزوم فرهنگ سازي و آموزش مسائل اجتماعي تأکيد مي‌کند و مي?افزايد: «رسانه‌ها دراين خصوص نقش مهمي دارند و بايد دراين باره اطلاع‌رساني کنند و شرايط را در جامعه به گونه اي ايجاد کنند که يک خانم بتواند از حق خودش دفاع کند و در برخورد با اينگونه موارد، کلانتري ومراجع قانوني را بهترين ملجأ وپناهگاه خود بداند ضمن اينکه قوانين نيز بايد در اين باره تشديد شده و با افرادي که به نوعي مزاحم نواميس مردم مي شوند با شدت بيشتري برخورد شود.»

از وي مي پرسيم که آيا اينگونه رفتارها را مي توان نوعي بيماري تلقي کرد؟ وي در پاسخ مي‌گويد : «نوعي بيماري نيست چرا که اگر فردي که اين زمينه را در خود دارد وقتي?که وارد اماکن مقدس مي‌شود خود را کنترل مي کند پس نمي توان اينگونه رفتارها را نوعي بيماري دانست بلکه نوعي عادت زشت است و راه‌هاي درمان نيز دارد.»

وي مي افزايد: «نوع شغل، موقعيت اجتماعي و مکان زندگي نيز در بروز و يا عدم بروز اينگونه رفتارها تأثير دارد و بيشتر اين رفتارها از سوي افرادي صورت مي گيرد که از سطح سواد پائين‌تري برخوردارند و گاه درافرادي مشاهده مي شود که از سرخوردگي?هاي اجتماعي نيز رنج مي برند.»

وي به عوامل بازدارنده اينگونه رفتارها اشاره مي کند و مي‌گويد: «ازدواج يکي از بهترين راه هاي بازدارنده اينگونه رفتارهاست و فردي که ازدواج مي کند هميشه يک نفر ناظر، به عنوان همسر در کنار خود احساس مي کند. گاه خلأهاي عاطفي نيز در بروز اينگونه رفتارها تأثير دارند. لذا خانواده ها بايد در ارتباط با فرزندان خود دقت بيشتري داشته باشند تا هيچگاه فرزند آنها احساس خلأ عاطفي نکند.»


رفتار هاي نامعقول

يک روانپزشک نيز در اين باره مي گويد: «رفتارهاي افراد درجامعه به دو دسته فردي واجتماعي تقسيم مي‌شود که رفتارهاي اجتماعي نيز به دو دسته رفتارهاي بهنجار و رفتار نابهنجار تقسيم مي شود و به رفتارهايي که توسط اکثريت جامعه پذيرفته نيست و آحاد جامعه آن را قبول ندارند و از آن به عنوان رفتار نامطلوب ياد مي کنند رفتارهاي نابهنجار اجتماعي مي‌گويند که از جنبه‌هاي مختلف مانند آسيب شناسي اجتماعي وفردي روانشناختي حقوقي جزايي و ... قابل تفسير ارزيابي و ريشه‌يابي و تشخيص و راه حل و درمان هستند.»

دکتر رجبي مي افزايد: «نوع رفتار انسانها بستگي به وضعيت شخصيتيشان دارد و بسياري از افراد را با همان خصوصيات مي?شناسيم. بيش از 10 نوع شخصيت بيمار گونه در انسانها طبقه‌بندي شده است که اين اختلال‌هاي رفتاري نيز مي تواند جزو همان 10 شخصيت بيمارگونه باشد.»

اين روانشناس درادامه مي‌گويد:«براساس فرضيه‌هاي روانشناسي بيشتر اين شخصيت‌ها در کانون خانواده شکل مي‌گيرد خصوصاً در پنج سال اول زندگي فرد که سال‌هاي شکل‌گيري وجدان در افراد است و شخصيتي که در اين پنج سال اول زندگي شکل بگيرد در سال‌هاي بعد عمر نيز اين ساختار پايدار خواهد بود اما زماني مي?توان فردي را داراي اختلال‌هاي رفتاري و يا شخصيت ضداجتماعي دانست که سنش از 18 سال بيشتر باشد و اگر از فردي که کمتر از 18 سال دارد اين گونه رفتارها سر بزند مي‌گوييم اختلال تطابق دارد و نوعي ناسازگاري با محيط و وضعيت اجتماعي است که فرد را آزار مي دهد.»

دکتر رجبي به عوامل تأثير گذار بر شخصيت انسانها اشاره مي کند و مي‌افزايد: «بيشتر اين تأثير را مي توان در خانواده‌ها جست‌وجو کرد به گونه‌اي که هر چه در خانواده روابط والدين با فرزندانشان دوستانه?تر و مهربانانه تر باشد شاهد شکل‌گيري شخصيت‌هايي سالم و مطلوب هستيم. بعد از خانواده همسالان نيز مي‌توانند درشخصيت فرد تأثير بگذارند. در بسياري از مواقع شاهد بوده ايم که فردي که درخانواده شخصيتش قوي شکل گرفته انحرافش در بين همسالان کمتر خواهد بود و در جمع همسالان ناسالم کمتر آسيب مي بيند.

دکتر رجبي مي افزايد: «فراموش نکنيم که برخي از اين رفتارها اساس فرضيه‌هاي روانشناسي ژنتيکي نيز مي‌تواند باشد.»

اين روانپزشک در پاسخ به اين سؤال که آيا اين گونه رفتارها نوعي بيماري تلقي مي شود يا خير مي گويد: «براساس طبقه‌بندي‌هاي روانشناسي هرگاه فرد شخصيتي داشت که اکثريت جامعه با آن مخالف بوده و با نرم جامعه سازگاري نداشته و اين رفتارها شدت يافته باشد مي توان فرد را نوعي بيمار دانست اما گاهي اوقات يک سري صفت‌ها و رفتارهاي نامطلوب از شخصي سر مي‌زند که چندان شدت ندارد لذا نمي‌توان اين گونه افراد را بيمار تلقي کرد. زماني مي‌توانيم بگوييم فرد بيمار است که اين رفتارها دروي شدت گرفته باشد و از مرحله عادت فراتر رفته و به نوعي تمام شخصيت فرد را تشکيل دهد.»

وي با اشاره به تأثيرات اين گونه رفتارها در بهداشت رواني جامعه مي افزايد: «براي درمان اينگونه رفتارها نيازمند همکاري بيشتر بين دولت، مؤسسات خاص، گروه‌هاي خاص مددکاري و از همه مهمتر حمايت خانواده‌ها هستيم. همه اينها لازم و ملزوم يکديگر هستند و بايد دست به دست هم کار کنند.»

وي مي افزايد: «بسياري از افرادي که داراي چنين اختلال‌هاي رفتاري هستند ديگران را مقصر مي‌دانند دراينگونه رفتارها فرد بر رفتارهاي خود واقف است منتهي ساختار شخصيتي و رفتارهاي عادتي که با آنها خو گرفته اين اجازه را به وي نمي‌دهد که اين رفتارها را ترک کند چون ريشه دارد. به همين خاطر نقش خود فرد درکاهش يا ترک اين گونه رفتارها بسيار مهم است و اگرفردي خودش نخواهد تغيير کند هرگز نمي‌توانيم موفق باشيم.»
از دکتررجبي در خصوص نقش مذهب و انجام فرايض معنوي درکنترل، کاهش و ترک اين گونه رفتارها سؤال مي‌کنيم که وي در پاسخ مي‌گويد: «مقيد بودن به يک سري اصول و معيارها مي‌تواند در يک فرد تأثيرات مثبت بگذارد و درکنترل، کاهش و ترک اينگونه رفتارها انجام فرايض ديني و پايبند بودن به مذهب ودين مي‌تواند يکي از مهمترين معيارها تلقي شود. در هر جامعه‌اي اگر فرد به مباني فرهنگي و معيارهاي ديني جامعه خود پايبند باشد انحرافات کمتري دارد و اعتقادات مذهبي مي‌تواند زمينه‌ساز شخصيت مثبت درافراد باشد.»